"مکزیکو سیتی" با جمعیت ۲۰ میلیونی، هوای آلوده و ساختار شهری بینظم و ناهمگون خود، همواره در رمانهای "گوئیرمو فادانلی" حضور دارد. فادانلی یکی از نویسندگان مطرح مکزیک است که در آثار خود به تیرگیهای پایتخت میپردازد.
"گوئیرمو فادانلی"، نویسنده معاصر مکزیکی
"گوئیرمو فادانلی" (Guillermo Fadanelli) سال ۱۹۶۳ در مکزیکو سیتی به دنیا آمد. او در دهه ۹۰ میلادی برای رمان "چهرهی دیگر راک هادسون" در مکزیک جایزه ملی ادبیات را دریافت کرد. فادانلی با سبکی منحصر بهفرد، بدون اینکه به قضاوت بپردازد، پیچیدگیهای زندگی روزمره در "مکزیکو سیتی" را بیان میکند. او، گذشته از شهرت جهانی خود، بهویژه در مکزیکوسیتی از محبوبیت زیادی برخوردار است. فادانلی میگوید: «نوشتن در مورد مکزیکو سیتی کار سادهای نیست. این شهر مانند باری بر روی شانهها سنگینی میکند و فاصله گرفتن از آن سخت است، حداقل برای من. به غیر از زندگینامهام، مکزیکو سیتی یکی دیگر از موضوعات محوری در کتابهای من است.»
مرزهای ناپیدای کلانشهر
برای کنترل رشد هماهنگ شهر، هیچگونه برنامهریزی شهری موثری وجود ندارد. مدتهاست که مرزهای شهری محو شدهاند. در حقیقت از مکزیکو سیتی دیگر نمیتوان به عنوان شهری با جمعیت ۲۰ میلیونی نام برد، بلکه منطقهای است متشکل از ۲۰ شهر با جمعیتیک میلیونی. به نظر فادانلی برای توصیف مکزیکو سیتی اصلا نمیتوان از واژه "شهر" استفاده کرد، زیرا برای انسانها ساخته نشده است: «مکزیکو سیتی شهری است بیپایان. این شهر بدون تبعیت از هیچگونه نظمی در حال رشد است. از این رو من آن را "غدهی سرطانی" مینامم. برخی دولتمردان وانمود میکنند که میتوان بر این شهر حکومت کرد. اما مکزیکو سیتی قابل کنترل نیست.»
مکزیکو سیتی
سبکی بیتکلف برای بیان بدیها
فادانلی در رمانهای خود دردی را بیان میکند که نتیجه زندگی کردن در مکزیکو سیتی و اسیر شدن در آن است. اما او از ارزشگذاری پرهیز میکند. این نویسنده مکزیکی واقعیت دردناک و فقر و پلیدی را به تصویر میکشد، اما در مورد آنها قضاوت نمیکند. دکتر سیلویا روئیز سبک فادانلی را انقلابی در ادبیات داستانی مکزیک میداند. روئیز مدیر بخش ادبیات دانشگاه "ایبرو آمریکانو" در مکزیک است. او درباره سبک فادانلی میگوید: «من علاقه زیادی به سبک بیتکلف فادانلی برای بیان بدیها دارم. او تحصیلات بالایی در زمینه هومانیسم دارد، اما از ارزشگذاری اخلاقی و داوریهای فیلسوفانه دوری میکند. او حتی همین الان هم در تاریخ ادبیات مکزیک جایگاهی محکم دارد. »
جنگ روزانه برای کسب احترام
در نگاه فادانلی فساد در این کلانشهر به یک ورزش ملی شبیه است. قوانین نادیده گرفته میشوند و روزانه برای کسب قدری احترام باید سختیهای زیادی را پشت سر گذاشت. با راننده تاکسی باید بحث کرد تا کرایه زیادی نگیرد. با مأموران پلیس باید درگیر شد، با وجود اینکه آنها در حقیقت باید محافظ مردم باشند. در مکزیکو سیتی باید همیشه هوشیار بود و برای مراقبت از خود انرژی زیادی صرف کرد. اما فادانلی با وجود تمام این مشکلات، در جواب به اینکه آیا دوست دارد جای دیگری زندگی کند، میگوید: «من نمیخواهم در مکزیکو سیتی پیر شوم. دوست داشتم بتوانم در شهر دیگری زندگی کنم. مدتی در برلین زندگی میکردم، اما دوباره به زادگاهم برگشتم. گویی این شهرنیرویی جادویی دارد که من را همواره به سمت خود میکشاند. شاید هم این سرنوشت من است.»
AZ/JT