1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

دمی با ناظمی

دهه تجدد و رفع حجاب، از «شاه امان الله» تا «طالب جان!»

در سالهایی که زن ستیزی در جامعه عشیرهای عقبگرا بیداد میکرد، رفع حجاب تابوی وحشتناکی مینمود. در آن سالها سخن زدن از زن و حق آموزش و کار زنان را جامعه قبیلهای افغانستان نمیتوانست بربتابد چه رسد به رفع حجاب.

لطیف ناظمی

محمود طرزی از شماره هفتم نامه سراج الاخبار به معرفی زنان نامور جهان پرداخت و به بیان خودش «برای فایده رساندن به بیبیهای مستورات و بیگمهای مخدرات وطن عزیز خود، درج صفحه اخبار نمود». هنگامی که طرزی زیستنامه زنان نامدار گیتی را انتشار داد، هنگامه برخاست و مخالفان در بوق و کرنا دمیدند که «مدیر صاحب یک سره مردان را از خاطر محو کرده، از نام آوران زنان جهان بحث میکند».

پیداست که در چنین وضعیتی سخن گفتن از رفع حجاب چگونه خشم و خشونت واپسگرایان را میتوانست به دنبال داشته باشد؛ از همین رو برنامه رفع حجاب در اصلاحات دوره نخست جای نداشت و این برنامه در سال 1307 روی دست گرفته شد.

شاه و ملکه از هفتم قوس (1306) تا دهم سرطان ( 1307) خورشیدی، از کشورهای هند، مصر، ایتالیا، آلمان، سوییس، پولند، ترکیه و ایران دیدار کردند. در این سفر که هفت ماه و سه روز به طول انجامید، ملکه و بانوان همراهش بدون حجاب و با لباس باب آن روز کشورهای غربی، شاهد رشد و پویایی حیات اجتماعی زنان هفت کشور مغرب زمین بودند.

تصویرهای موجود از این سفر، ملکه را با بالا پوش و کلاه شاپوی زنانه در کنار شاه نشان می دهد، حتا این تصویرها به همینگونه در کشورهای ترکیه و ایران نیز انتشار یافته اند.

رفع حجاب در ایران در 1314 با اعمال فشار دو لت آغاز شد و قربانیهای فراوانی نیز در پی داشت. طبیعی است که هفت سال پیش از این روزگار برای ایرانیان نظاره کردن بانویی از کشور همسایه شان بدون روپوش و برقع، شگفتانگیز مینمود. در فرانسه بود که ملکه ثریا در برابر پرسشهای مجلل (هو هلو) از حق زنان دفاع کرد و برابری جنسیتی را از ویژگیهای دین اسلام شمرد. او در برابر پرسشی گفت: «اسلام زنان را در جمیع مراتب با مردان مساوی قرار داده است؛ عادات، رسوم و اخلاقی که زنان غرب از برکت تعلیم و تربیت در این قرن به مقتضای وقت حاصل کرده اند، ربطی به دیانت شان ندارد».

ملکه پس از بازگشت به میهن، مقالهای را در جریده "امان افغان" انتشار داد و در آن حجاب را «مانع و رادعی برای آموزشهای پیشرفته و آمادگی عملی انسان از طریق درس، تجربه و آزمایش» دانست. او نوشت: «به صورت عموم دیده میشود که رسم و رواجها بعد از طی چند ایام به صورت یک اصل مذهبی درآمده است و این در تمام مذاهب واقع شده است؛ همین موضوع در مورد حجاب هم صدق میکند. در ابتدا این مساله خیلی ساده و یک عمل معمولی بوده است، مگر بعد از مرور زمان به حیث یک اصل مذهبی در آمده است. اگر مساله حجاب به شکل فعلی ادامه پیدا کند، امکانات پیشرفت و ترقی ملل شرق مخصوصا مسلمانان ناممکن است».

ملکه در بخشی از این مقاله از اسباب حجاب سخن به میان میآورد و مینویسد: «آنان که بر اساس تنگ نظری شان میگویند زنان با داشتن حجاب نیز تعلیم و تربیه کسب کرده میتوانند مفهوم واقعی تعلیم و تربیه را ندانسته اند. تعلیم و تربیه محض به خواندن و نوشتن اطلاق نمیگردد، بلکه تعلیم و تربیه به مفهوم وسیع آن عبارت از آمادگی عملی انسان از طریق درس، تجربه و آزمایشهایی است که فقط از طریق مراکز عمومی تعلیم و تربیه میسر شده میتواند که این آمادگی در زیر پرده ممکن نیست».

به هر صورت ملکه به منفعت مردم شرق خویش به آنها توصیه میکند که رو پوشهای خود را دور انداخته، راهی را انتخاب کنند که قرآن توصیه نموده است.

در ماه جولای همان سال (1928) شاه تنی چند از زنان را در قصر دلگشا به حضور پذیرفت. از سفر خویش حکایتها کرد و از پیشرف کشورهای خاور زمین گفت:« خوشبختانه که من به چند مملکت اسلامی سفر نمودم و بدین نتیجه رسیدم که در هیچ یک از آن ممالک، نه ترکیه نه ایران، زنان زنده به گور اند( ؟). حجاب، شما را از ترقی و پیشرفت بازداشته، از نعمت علم محروم ساخته و مانع آن گردیده که برخلاف خواهران غربی تان کسب و پیشه بمانید؛ در واقع این موضوع شما را مجبور میسازد که محتاج شوهران تان باشید. امیدوارم روزی فرا رسد که شما را از این قید رها بینم».

شاه پس از بازگشت از سفر هفت ماهه و مشاهده دستآوردهای مدنیت اروپایی، بدون شناخت ویژگیهای جامعه واپسگرایش در اندیشه پیاده کردن برنامه اصلاحات خویش افتاد. از این رو مجلسی در ماه سنبله در پغمان برگزار کرد تا با تایید نمایندگان چند، طرحهایش را صبغه قانونی دهد (6 سنبله تا 14 سنبله 1306 برابر با 28 آگست تا 5 سپتامبر 1928).

شاه در چند خطابهاش با شور و شوق فراوان به مدیحه سرایی تمدن غرب پرداخت و از مزایای حقوق زنان در آن دیاران سخن زد و سپس چند پیشنهاد را مطرح کرد. گشایش پارلمانی مرکب از یک صد و پنجاه نماینده، تمدید خدت سربازی از دو سال به سه سال، و گردآوری اعانه عمومی پنج افغانی از هر شهروند و یک ماه معاش از هر کارمند برای خریداری جنگ افزار پیشنهادهای شاه بودند.

همچنان او پیشنهاد کرد که همسرش، ملکه رسمی و پسرش سردار رحمت الله به عنوان ولیعهد افغانستان پذیرفته شوند. این پیشنهادها از سوی نمایندگان با بیمیلی تصویب گردید اما پیشنهاد دیگرش در خصوص تحدید کردن تعدد ازواج و تعیین حد اقل سن ازدواج از جانب مجلس رد گردید. در پایان کار نمایندگان با ذهن برآشفته و ناخرسند مجلس را ترک گفتند و برخی از آنها شاه را به بیدینی و برخی به بدعت و نوآوری متهم ساختند.

در همین جرگه بود که شاه به طرح یکجایی پسران و دختران در مدارس پرداخت . شاه تعطیلی پایان هفته را تغییر داد و چون به حساسیت مساله حجاب به درستی آگاه بود، هنگام مطرح کردن قانون رفع حجاب میکوشید با نرمش و انعطافپذیری به این قضیه بپردازد و به آن رنگ و لعاب اسلامی ببخشد.

در این جرگه تنها یک بار از از رفع حجاب سخن رفت. شاه گفت: «من حجاب را آزاد میگذارم؛ تنها چیزی که رعایت آن را مینمایم مساله ستر شرعی است. یعنی اگر دیدم بیشتر از حدودی که در شرع انور آمده است، مثلا دستها الی بند شان و روی تا زنخ، اگر بیش از این بیستر دیدم، مجازات و جلوگیری خواهم نمود».

روز دوم اکتوبر 1928 به رغم ستیز سنتگرایان، رویدادی که همه از آن هراس داشتند اتفاق افتاد. ملکه ثریا در یک بزم عام، برقع از سر برانداخت و بر رسم دیرپای قرون بشورید و آنگاه به پیروی از وی زنان اعیان و بانوان وابسته به دربار نیزبرقع را به سویی افگندند.

پس از رفع حجاب نبرد میان سنت و تجدد شدت یافت . شاه و خانواده همسرش در پایگاه مدرنیسم ایستادند و روحانیت وابسته با قشر محافظه کار جامعه در جناح پاسداران کهنه پرستی و ارتجاع و نتیجه این چالش با خطاهایی که از سوی شاه و اصلاح طلبان رخ میداد جنبش را به سوی شکست راند و پس از فروپاشی نخستین جوانههای نوگرایی در روزگار امیر حبیب الله، این دومین شکست تجدد خواهان بود.

پس از سقوط دولت امانی زندگانی زنان کشور فراز و فرودهای فراوان دید و فرودها بارها افزونتر از فرازها بود، تا این که سال 1371 فرا رسید، دوران اختناق، روزگار تازیانه و شلاق، فصل سنگسار کردن زنان در پیش نگاه هزاران مرد زن ستیز.

نگاه شتابزدهای بر قوانین طالبان گواه این ادعاست که زنان کشور ما در آن فصل سیاه عظیمترین رنجها را تحمل کردند. در وظایف و صلاحیتهای اداره امر بالمعروف و نهی از منکر طالبان میخوانیم:

«ـ هر زنی که با روی برهنه، بیحجاب و یا هم بدون چادری از منزل بیرون شود، منزلش را نشانی نموده و برای شوهرش جزای لازم بدهد یا زن را با در نظر داشت حالت، جا به جا تهدید نماید (مادۀ 4 بند 1).

ـ هرگاه زن ذکر شده در وسایط نقلیه دیده شود، دریور (راننده) را نیز با در نظر داشت حالت از 1 الا 5 سال حبس نماید (مادۀ 4 بند 2).

ـ زنی که در قریه، بادیه یا صحرا در جوار چشمه کالا شویی نماید، وی را با آداب لازم منع، منزلش را نشانی و صاحب خانه را طور لازم مجازات نمایند ( بند 12).

ـ زنی که توسط خیاط لباس میدوزد و در دکان وی دیده میشود، زن را به تهدید و خیاط را الی ده یوم حبس نماید (بند 14).

ـ زن نمیتواند به حمام شهر برود (بند 14).

ـ بر آمدن زنان به جایهایی که مردان آن را نگاه کنند منع است (ماده 22 بند 4).

ـ طبیبان زن مکلف اند که در لباس کهنه از منزل به شفاخانه بیایند. لباس زینت به تن نکنند و نه آرایش کند ( فرمان شماره 1849).

سوالی که برای افغانها و خصوصا زنان خلق شده، این است که اگر بار دیگر «طالب جان!» برگردد، آن رشتههایی که سالها تابیده شده بود، دو باره پنبه نخواهد گشت؟

نویسنده: لطیف ناظمی

ویراستار: عارف فرهمند

More on this topic