باشگاه بایرن مونیخ چه اهمیتی در تاریخ فوتبال دارد و محبوبیت این تیم در کشورهای آسیایی از جمله در ایران از کجا سرچشمه میگیرد؟ علت ناکامی لژیونرهای ایرانی در این باشگاه چه بوده است؟ گپی با مجید جلالی، کارشناس فوتبال.
دویچه وله: تیم فوتبال بایرن مونیخ صدودهمین سالگرد تاسیس خود را پشت سر میگذارد. نظر شما در مورد این باشگاه پرآوازهی فوتبال آلمان و جهان که در بین ایرانیان نیز از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار است، چیست؟
مجید جلالی: به لحاظ علاقهای که از قبل به باشگاه بایرن مونیخ داشتم، همیشه تحولات این باشگاه را دنبال میکردم. باشگاه بایرن مونیخ در رشد فوتبال در آلمان و همچنین در پیشرفت این ورزش در دنیا نقش بهسزایی داشته است. خیلی از طرحهای تاکتیکی که لازم بود در فوتبال ارائه شود، از سوی این باشگاه شروع شده است. خیلی از بازیکنان بزرگ و اسطورههای فوتبال دنیا از این باشگاه بیرون آمدهاند. شاید بتوان گفت که باشگاه بایرنمونیخ به نوعی ایدئولوگ خیلی از طرحهای فوتبال بوده است. از نظر سازماندهی باشگاه هم، یکی از قویترین باشگاهها است و یک سری قواعد داخلی دارد که منحصر بهفرد است و من شیفتهی این قواعد هستم. حتی در کلاسهای حرفهای که بودم، در این زمینه از استادها سؤال میکردم. برای نمونه، یکی از قواعد آنجا را به من گفتند که پس از پایان تمرین، بازیکنان زیر ۲۵ سال باید بروند و وسایل تمرین را جمع کنند. لوتار ماتئوس که آن زمان ستارهی تیم ملی آلمان بوده، وقتی ۲۵ ساله میشود، جشن میگیرد که دیگر مجبور نیست این کار را در باشگاه انجام بدهد. اینها مقررات خوبی هستند که به باشگاه قوام میدهند. من خیلی دوست دارم در این زمینه بیشتر بدانم و همیشه یکی از شوقهای اصلی من این بود که بتوانم باشگاه بایرن مونیخ را از نزدیک ببینم. البته هنوز موفق نشدهام اما امیدوارم در آینده این فرصت برایم دست بدهد.
در دهههای اخیر در صحنهی فوتبال باشگاههای آلمان، در کنار بایرن مونیخ تیمهای دیگری هم بودهاند که به موفقیتهای بزرگی دست یافتهاند؛ از جمله وردر برمن، مونشن گلادباخ، "بوروسیا دورتموند، هامبورگ، لورکوزن یا ولفزبورگ؛ چرا تیمهای دیگر آلمانی در میان ایرانیان مانند بایرن مونیخ اینقدر محبوب نیستند؟
مجید جلالی
شاید به این دلیل است که باشگاه بایرنمونیخ ستارههای بزرگ و شخصیتهایی مانند فرانس بکنباوئر، گِرد مولر و یا کارل هاینس رومنیگه را دارد. اینها ستارههایی هستند که جوانان را جذب میکنند. خود من اولین بار که عاشق بایرن مونیخ شدم، به خاطر گرد مولر بود که هرطوری میچرخید، میزد توی گل و من خیلی دوست داشتم بازیهای او را تعقیب کنم. چنین ستارههایی و علاقهای که مردم در سراسر دنیا به آنها دارند، خیلی در جذب مخاطبان تاثیرگذار هستند.
در سال ۱۹۹۸ میلادی، پس از جام جهانی ۹۸ فرانسه، علی دایی نخستین فوتبالیست ایرانی بود که به باشگاه بایرن مونیخ پیوست. او یک سال بیشتر نتوانست در این باشگاه بازی کند و پس از آن به هِرتا برلین منتقل شد. در سال ۲۰۰۴ وحید هاشمیان، به لطف بلندپروازی خود در باشگاه بوخوم و به ثمر رساندن ۱۶ گل در آن فصل فوتبال بوندسلیگا به مونیخیها پیوست. او هم یک سال بیشتر نتوانست در بایرن بماند. سومین ایرانیای که پیراهن بایرن مونیخ را بر تن داشت، علی کریمی طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ بود. به نظر شما، چرا این سه بازیکن طراز اول فوتبال ایران نتوانستند، آنطور که باید و شاید، در باشگاه بایرن مونیخ موفق باشند؟
بایرن مونیخ باشگاه بزرگی در سطح اروپا است و هر بازیکنی که بخواهد آنجا دوام بیاورد، باید همواره سعی کند قابلیتهای خود را افزایش بدهد و تمرکز خیلی بالایی داشته باشد تا بتواند در چنین تیمهایی باقی بماند. این که بازیکنان ما توانستند خود را به سطحی برسانند که از سوی بایرن مونیخ درخواست شوند و عضو آنجا شدند، به تنهایی یک موفقیت بود. ولی برای این که بتوانند خود را در آنجا حفظ کنند، به قابلیتهای بالاتری نیاز داشتند که در این زمینه کمبودهایی داشتند.
ممکن است به این قابلیتها و یا کمبودها کمی شفافتر اشاره کنید؟
شاید از نظر مهارتی و به نظر من، در درجهی دوم ذهنی − روانی. چون ظرفیتهای روانی خیلی مهم هستند. بازیکنانی که از قارهی آسیا به تیمهای بزرگ میروند، باید از نظر ظرفیت روانی خیلی قوی باشند و تحمل نیمکتنشینی را داشته باشند و همانطور که روی نیمکت مینشینند، به تلاش خودشان اضافه کنند. چون معمولا بازیکنان نیمکتنشین رفته رفته دلسرد میشوند و فقط آنهایی میتوانند در این تیمها بزرگ شوند که به موازات نیمکتنشینی بتوانند انگیزههای خود را حفظ کنند و تلاششان را بیشتر کنند که این نیاز به ظرفیت روانی خیلی بالایی دارد.
مصاحبهگر: فرید اشرفیان
تحریریه: شهرام احدی