1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

تحليل اخگر

اگر بازداشت ملابرادر حقيقت داشته باشد!

پس ازاين خاک پاکستان در نظر طالبان مکان امن وبي خطري براي آنان نخواهد بود . اين مورد يکي ازآن مواردي ست که براي استخبارات نظامي پاکستان نمي تواند گوارا باشد.

 استخبارات پاکستان که از مخفيگاه او بيخبر نبود، کوشيد با دستگيري وي از طرفي يک مهره ي نامطلوبش را ازصفوف طالبان خارج  کرده باشد واز طرف ديگر وفاداري اش را به تعهداتي که درمبارزه با تروريزم داشت، نشان داده باشد.

استخبارات پاکستان که از مخفيگاه او بيخبر نبود، کوشيد با دستگيري وي از طرفي يک مهره ي نامطلوبش را ازصفوف طالبان خارج کرده باشد واز طرف ديگر وفاداري اش را به تعهداتي که درمبارزه با تروريزم داشت، نشان داده باشد.

باآنکه ذبيح الله مجاهد سخنگوي طالبان دستگيري ملابرادر، مردشماره دوم طالبان راتکذيب کرده است و رحمن ملک وزير داخله ي پاکستان گرفتاري اورا شايعه اي بيش نمي داند، به نقل از برخي نظاميان پاکستاني گفته مي شود که وي درنتيجه ي يک عمليات مشترک سازمان استخبارات امريکا وپاکستان، درشهر کراچي بازداشت شده است. ازهمين جامعلوم مي شود که دولت به اصطلاح ملکي پاکستان بر مسايل نظامي واستخباراتي پاکستان، هيچ اشرافي ندارد واستخبارات پاکستان مستقلانه ودر راستاي استراتيژي خودش عمل مي کند و حتي نيازي نمي بيند که حکومت زرداري را درجريان حوادث قرار دهد.

ملا برادرکه عبدالغني نام دارد و درزمان امارت طالبان يکي ازچهره هاي مهم و موثرودرعين حال ترس انگيز گروه طالبان بود که تصميماتش همچون فرامين ملاعمر فوراً عملي ميشد عهده دار مسئوليت هاي مهمي همچون طرح تاکتيک هاي جنگي، تنظيم بودجه ي جنگي ، جذب وآماده سازي افراد براي عمليات انتحاري رابرعهده داشت وعضورابط طالبان باسازمان تروريستي القاعده بود، شوراي معروف به شوراي کويته را نيز رهبري مي کرد. حدود چندماه قبل، زماني که آقاي کرزي عزم قاطعش را براي گفت وگو ومصالحه باطالبان اعلام کرد، شايعاتي حاکي ازآن بود که برخي ازاعضاي شوراي کويته توسط استخبارات نظامي پاکستان به شهر کراچي انتقال يافته است، تا آقاي کرزي امکان دسترسي به آنها نداشته باشد. درهمين حال برخي ازتحليلگران، سياسي ملا برادر را مي شناسند که بالقوه يکي ازافراديست که درميان طالبان ودر رابطه با موضوع مصالحه با طالبان، مورد توجه آقاي کرزي بود که به ايران نيز نگاه بدبينانه نداشت وازشيعه کشي جانبداري نمي کرد. به نظراينان استخبارات پاکستان که از مخفيگاه او بيخبر نبود، کوشيد با دستگيري وي از طرفي يک مهره ي نامطلوبش را ازصفوف طالبان خارج کرده باشد واز طرف ديگر وفاداري اش را به تعهداتي که درمبارزه با تروريزم داشت، نشان داده باشد. همچنان با اين کار پروسه ي صلح وآشتي را که آقاي کرزي بدان اميد بسته است وکنفرانس لندن نيز آن را تصويب کرده بود، ولي امريکا نظر مساعدي به آن نداشت وپاکستان بابي ميلي ازآن استقبال کرد، اخلال نمود.

بعيد به نظر مي رسد که بازداشت ملا برادر برفعاليت هاي نظامي طالبان تأثير قابل توجهي را وارد کند، زيرا طالبان قبلاً نيز چنين مواردي را ازسرگذرانيده اند. ولي شک نيست که اين حادثه برروحيه نظاميگرانه ي طالبان تأثيري هر چند نه دوامدار برجاي خواهد گذاشت. موضوع ديگر اين که پس ازاين خاک پاکستان در نظر طالبان مکان امن وبي خطري براي آنان نخواهد بود . اين مورد يکي ازآن مواردي ست که براي استخبارات نظامي پاکستان نمي تواند گوارا باشد. اما بادرنظرداشت اسرار واطلاعاتي که ملا برادر به عنوان نزديکترين و معتمد ترين فرد به رهبر طالبان داشت ولقب برادر که از طرف ملاعمر به اوداده شده بود حکايت از اين نزديکي دارد، گرفتاري وي رد پاهاي زيادي را دراختيار امريکا خواهد گذاشت که بازجويي از اورا برعهده دارد. به اين ترتيب مي توان احتمال داد که اين بازداشت موجب تغيير شيوه هاي فعاليت طالبان ،برنامه هاي دردست اجرا وتبديلي مخفيگاه هاي آنان خواهد شد . ملا برادر بدون شک مجبور خواهد شد درمورد رابطه ي مرموز طالبان بابرخي ازنهاد ها وگروه هاي پاکستاني، تمويل کنندگان و حاميان برون مرزي آنان، افشا گري هاي زيادي بنمايد. اين مسايل بدون ترديد بر ماشين نظامي طالبان تاثيراتي بس ويرانگر وارد خواهد آورد وحتي برسرنوشت جنگ جاري در مارجه نيزاثر خواهد گذاشت. ازطرف ديگر وبا فرض اينکه بازداشت ملا برادر، پروسه ي صلح رابراي مدتي نامعلوم به تعويق خواهد انداخت وبه حالت تعليق درخواهد آورد، اين احتمال را نيز مي توان داد که کوشش هاي صلح طلبانه ، فوريت خودش را ازدست بدهد و فعاليت هاي جنگي ونظامي شدت بيشتر يابد.

بويژه اگرجنگ درهلمند ونواحي اطراف آن با موفقيت هاي قابل حساب توأم گردد وساحات ديگري را دراطراف هلمند هدف قرار دهد. درآن صورت مي توان انتظار داشت که درقدم اول افراد رده هاي پايين طالبان پيوستن شان را به دولت افزايش خواهند داد ودرقدم دوم افرادي ازفرماندهان وتصميم گيرندگان ورهبران طالبان به تسليم شدن واداشته خواهند شد . باوجود اين همه احتمالات و حتي تحقق آنها ، نمي توان گفت که اين پايان ماجرا خواهد بود، زيرا هم "آي. اس. آي" پاکستان که بيشتر از 40 سال درافغانستان به فعاليت استخباراتي پرداخته است، نيروهاي ذخيره در اختياردارد وهم سازمان القاعده در مناطق قبايلي جنوب افغانستان، داراي امکانات بالقوه ي زيادي ست که به موقع ازآن استفاده خواهد کرد. مسئله ي اصلي واساسي براي پاکستان، فعلاً مسئله منازعه ي کشمير است که مي خواهد آن را به نفع خودش خاتمه دهد. در همين رابطه مي کوشد با استفا ده از بحران موجود درافغانستان وناتواني وبيچارگي آن سود جويد و مناطق جنوب افغانستان را به پايگاه امني براي پرورش جنگندگاني بدل سازد که هم درکشميرعليه هند بجنگند وهم منافع استراتيژيک هند درافغانستان را مورد تهديد قرار دهند. آنچه را جامعه ي جهاني عمداً نمي بيند ودولت افغانستان عاجز از درک وفهم آنست وديد گاه هاي تنگ قومي اش مانع ازآن مي شود که به آن توجه داشته باشد، اينست که دولتهاي پاکستان، تاهرزماني که ناتواني وعجز وفساد وبحران اعتماد درافغانستان وجود داشته باشد وحکومت آن نتواند از منافع وامنيت ملي اش دفاع کند، از دخالت درآن دست بردار نخواهد شد.

قسیم اخگر

ویراستار: یاسر